
این گفته میرحسین موسوی که گفت:من چپ هستم اما لیبرالی نیستم جواب نه بزرگی به تمام اصلاح طلبان لیبرال مسلک بود که قصد داشتند او را به عنوان کاندیدای خود معرفی کنند.با این اوصاف از الان می توان مثل چهار سال پیش موسوی را بین کاندیداها نبینیم ویا اگر ببینیم قطعا طبق گفته خودش حامیان او لیبرال ها یا همان اصلاح طلبان نخواهند بود.
اما در سوی دیگر میدان که امروز بر اجماع روی احمدی نژاد تاکید می شود.نشان از آن دارد که اصولگرایان چندان هم بی میل نیستند که احمدی نژاد را چهار سال دیگر نیز به عنوان رئیس جمهور ببینند.البته این بدان معنا نیست که در انتخابات آنها کاندیداهای دیگری نخواهند داشت.اصولگرایان خوب می دانند که به دلیل مشکلات اقتصادی کشور آن جایگاهی را که چهار سال پیش در بین مردم داشتند امروز ندارند و در ضمن آنها اشتباه دوازده سال پیش را که تنها روی ناطق نوری اجماع کردند و باختند را اینبار در مورد احمدی نژاد تکرار نخواهند کرد.
اگر با فرض اینکه اصولگرایان به این نتیجه برسند که احمدی نژاد برای اجرای اهداف آنها مناسب است و روی او اجماع کنند آنوقت شاهد حضور اصولگرایان دیگری که در بین مردم به اصلاح طلبی یا منتقدین سرسخت احمدی نژادشهره اند خواهیم بود. تا بدین وسیله اصلاح طلبان نتوانند آرای مردم خنثی و البته منتقدین دولت را به سمت خود جلب کنند.
البته اصولگرایان نیم نگاهی هم به اردوگاه رقیب خواهند انداخت اینکه خاتمی خواهد آمد یا نه؟مسئله ای است که برای آنها نیز حائز اهمیت است.اگر خاتمی بیاید در آن موقع کار برای احمدی نژاد سخت تر خواهد شد در این هنگام شاید بزرگان اصولگرا به فکر یک استراتژی جدید باشند.
در اردوگاه اصلاح طلبان همانطور که اشاره شد بحث اصلی روی خاتمی است اما گویا صداهای به گوش رسیده از دل این جریان حکایت از چیز دیگری می دهد.با توجه به اختلافات حزب اعتماد ملی با سایر اصلاح طلبان از جمله حزب مشارکت می توان به این نتیجه رسید که هر یک از این تشکلها کاندیدای مستقلی ارایه خواهد داد و اجماع روی فرد دیگری جز خاتمی عملا غیر ممکن است.
پس اگر خاتمی نیاید قطعا شاهد حضور چندین کاندیدا از بین اصلاح طلبان خواهیم بود که در این میان حضور کروبی از اعتماد ملی حتمی به نظر می رسد.کروبی که اگر در دور قبل اصلاح طلبان روی او اجماع می کردند آنوقت حتما او حالا رئیس جمهور ایران بود.
از چهره های دیگری که از سوی اصلاح طلبان نام برده می شود می توان به عارف یا نوری اشاره کرد که البته بعید است اینها بتواننددر مقابل چهره های مردمی اصولگرایان چون قالیباف قد علم کنند.
پس در صورت عدم حضور خاتمی بیشترین شانس کاندیداتوری در بین اصلاح طلبان از آن کروبی خواهد بود در واقع رقابت اصلی را می توان بین کروبی و احمدی نژاد متصور شد.
البته نباید فراموش کنیم که ممکن است مرد کهنه کار وچند لایه سیاست ایران یعنی هاشمی رفسنجانی با حضور در جمع کاندیداها قاعده بازی را به کل تغییر دهد.هاشمی که در دور قبل 17به 10 به احمدی نژاد باخت.امروز خیلی ها معتقدند که اگر آن مصاف دوباره تکرار شود اینبار احمدی نژاد پیروز نخواهد شد.
البته حضور وعدم حضور او هم در هاله ای از ابهام است گر چه عده ای با قاطعیت از عدم کاندیداتوری هاشمی صحبت می کنند اما باید بخاطر سپرد که هاشمی سیاستمداری نیست که بشود پیش بینی اش کرد.
اما در صورت عدم حضور هاشمی آنوقت احمدی نژاد رقابت تنگاتنگی با کروبی وبه احتمال ضعیف در صورت شرکت کردن خاتمی با او خواهد داشت.که در نگاه اول خیلی ها این مصاف را به نفع احمدی نژاد نمی دانند اما نباید فراموش کنیم که در کنار دو کاندیدای اصلی کاندیداعهای فرعی هم حضور خواهند داشت که وظیفه اشان شکستن آرای رقیب خواهد بود.
در اردوگاه اصولگرایان کاندیداهایی مثل قالیباف و توکلی به چشم می خورندکه با اینکه افراطی ترین اصولگرایان هستند در میان مردم حتی به اصلاح طلبی شهره اند و با اینکه طرفدار سرسخت احمدی نژاد هستند باز در ظاهر منتقد جدی دولت محسوب می شوند.و همین ها هستند که می توانند آرای مخالفین احمدی نژاد را به سمت خود جلب کنند و حتی مثل چهار سال پیش کروبی را درجایگاه سوم قرار دهند.
اما در بین اصلاح طلبان کاندیدایی که بتواند آرای سنتی احمدی نژاد را بشکند عملا وجود ندارد.و شرکت هر نماینده دیگردر کنار نماینده اصلی جز شکستن رای نماینده اصلی اثر دیگری نخواهد داشت پس اگر اصلاح طلبان روی یک نماینده واحد اجماع نکنند برتری احمدی نژاد دور از دسترس نخواهد بود.
البته باید منتظر ماند ودید که چه اتفاقاتی در ماه های باقی مانده به انتخابات رخ خواهد داد.اتفاقاتی از قبیل آمدن خاتمی یا اجماع اصولگرایان بر روی فردی دیگر که البته بعید است ویا آمدن چهره های سرشناس دیگری چون دکتر ولایتی و.....
اتفاقاتی که می تواند هر پیشگویی را به هم بریزد.راستی نظر شما چیست؟